سگ‌های تریر

سگهای تریر سگهایی هستند که گونه‌های گوناگونی دارند و به طور نوعی کوچک، پرجنب جوش، پر طاقت و همچنین بسیار شجاع و بی باک هستند.خیلی از انواع سگهای تریر در انگلیس و ایرلند به وجود آمدند.از آنها برای کنترل جمعیت موشها و خرگوش و روباه استفاده می‌شد و از نوع بزرگتر آنها برای شکار گورکن استفاده می‌شد.در واقع کلمه تریر از زبان فرانسوی گرفته شده که نتیجه کلمه «ترا» در لاتین به معنی زمین می‌باشد.






خیلی زود از تریرها در مسابقات شکار استفاده شد و مثلاً در مسابقه برای گرفتن موش صحرایی از درون لانه اش.و سگی که همه سریع تر موشها را می‌کشت برنده می‌شد. در سال ۱۷۰۰ میلادی بول‌داگ‌ها با تریرها پیوند داده شدند که انواع مختلفی را بوجود آورد.بعدها از آمیزش تریرها با برخی گونه‌های دیگر تریرهای دیگری نیز به وجود آمد. در زیر به برخی از انواع تریرها اشاره میکنیم:

وست هایلند وایت تریر.(تریر سفید هایلند غربی)
بول و تریر؛ که این از پیوند این دو نزاد انواعی چون تریر بوستون و بول تریر به وجود امد نوع دیگر بول تریر بول تریر مینیاتوری می‌باشد.



تریر اسکاتلندی
تریر شکارچی؛ از این سگ هنوز در پیدا کردن و یا تعقیب یا آوردن حیوان شکار شده استفاده می‌شود.نزاد این سگها معمولاً خالص نمی‌باشد.از انواع این نزاد می‌توان به این دو گونه زیر اشاره نمود:
تریر جسور؛ این نوع تریر در شمال انگلستان برای شکار روباه پرورش داده شد.
تریر شکار؛ که در جنوب انگلستان برای رم دادن شکار و پیدا کردن محل روباه‌ها پرورش داده شد.
تریر عروسکی؛ که می‌توان از آنها به تریر عروسکی انگلیسی و تریر یورکشایر اشاره نمود.





تریر اسکاتلندی
تریر اسکاتلندی یک سگ با اصلیت اسکاتلندی است و اغلب سیاه رنگ، سگ جرج بوش بارنی نیز از همین نوع بود. تریرهای اسکاتلند تا سال ۱۸۷۳ تنها شامل گروه از سگها و تحت عنوان scotch terrier می‌شدند




خلق و خو

سگی باهوش و مغرور است به اعضای خانواده‌ای که در آن بزرگ می‌شود علاقهٔ بسیار نشان می‌دهد و در برابر غریبه‌ها بی تفاوت است با کوچک ترین سر زنش آزرده می‌شود تربیت این نژاد به صبر و حوصله بسیار زیاد احتیاج دارد



خصوصیات ظاهری

پوزه این سگ قوی بوده ولی خیلی طویل نیست، بینی او سیاه است چشمهایش چهن هستند و قهوای رنگ هستند. گوشها کوچک بوده و به خوبی ایستاده‌اند. بدنی عضلانی، قوی، قعال و ارتجاعی دارند. به استثناء رنگ سفید ممکن است هر رنگی باشند.



نگهداری

کوتاه کردن موها ۲ بار در سال.
حمام کردن یک هفته به یک هفته.
پیاده روی مستمر.


اندازه

وزن در نرها = ۷ کیلو گرم وزن در ماده‌ها = ۶/۵ کیلو گرم اندازه در نرها = ۲۵ سانتی متر اندازه در ماده‌ها = ۲۲ سانتی متر




داشهوند

تاریخچه

نام داشهوند ازدوکلمه Dachs به معنی گورکن وHund به معنی سگ آمده‌است. کتبی که از قرون وسطی اروپا به دست آمده اشاره به نوعی سگ می‌کند که ازلحاظ توان دنبال کردن شبیه به تازیها وازلحاظ رفتارو خلق وخوی شبیه به تریرها بوده‌است و از این لحاظ که می‌توانستند گورکن را تعقیب کنند تحت عناوین dachs – hund و, badger – dog نامیده شده‌اند که در ایران بیشتر به نام سگ سوسیسی. شکل معروف است. باید دانست که گورکن یک موجود نیرومند ۱۲ الی ۲۰ کیلوگرمی است که چه دربالا وچه درزیرزمین پرقدرت. به علاوه درنواحی مختلف نیزازسگهای مختلفی که قادربه شکارخرگوش بوده‌اند استفاده می‌شده‌است وهمگی آنها را تحت عنوانrabbit dog به معنی سگ شکارخرگوش می‌نامیدند. قوی، زیرک و با جرات است. همچنین سگهای داشهوند درمقابله علیه گرازهای وحشی نیزمداخله می‌کردند. یک داشهوند کوچک ۸ الی ۱۱ کیلوگرمی به خوبی علیه روباه‌ها ودنبال کردن گوزن‌های زخمی کارائی دارد. حتی داشهوندهای ۶ کیلوگرمی قادربه شکارسمورو خرگوش صحرائی هستند. طی ۲۵ سال اول قرن بیستم انواعی ازاین نژاد به وجود آمده‌اند که با وزن کمتراز۵/۲ کیلوگرم ودورسینه‌ای درحدود ۳۰ سانتی مترهنوز هم استعداد شکارخرگوش را دارند. داشهوند موصاف با اندازه متوسط را به خوبی می‌توان درداخل خانه یا آپارتمان نگهداری کرد. پاهای کوتاه آن به خوبی طاقت فعالیتهای بسیارزیاد را دارد.




آراستن

موهای کوتاه، تیره‌رنگ، بدون بو ونرم آن نیازی به اصلاح. برس زدن. شانه زدن وحمام کردن ندارند. مگرآن که به صورت اتفاقی کثیف وآلوده شوند. درمحیط خارج ازخانه داشهوند سگی خستگی ناپذیرسرسخت وقوی است ودرداخل خانه سگی مطیع و وظیفه شناس. درموقع بازی بشاش ودرمواقع خطرهوشیاراست.



مشخصات استاندارد داشهوند

مشخصات ظاهری

قد کوتاه بدن دراز با پاهایی کوچک که به خوبی عضلانی هستند. پوست حالت ارتجاعی دارد وبدون چین خوردگی زیاد کاملاً انعطاف پذیراست. به نظرمی رسد درتوان بالای خود برای حرکت هیچگونه لنگش. درد عضلانی وناهماهنگی را نشان نمی‌دهد. داشهوند سگ جسوری است که سرخود را با اطمینان وهوشیاری بالا نگه می‌دارد وحالت چهره اوحاکی اززیرکی است. روحیه شکار. حسن بویائی قوی وصدای رسا. آن را به موجودی مبدل ساخته که برای کاردرزیرزمین وعبورازلابلای بوته‌ها ودرختچه‌ها ایده‌آل نموده‌است. حس بویائی قوی مزیت فوق العاده‌ای نسبت به سایرنژادها درتعقیب شکاربه این سگ داده‌است.

سر چنانچه ازبالا یا ازپهلو به سرنگاه شود به صورت یکنواخت به طرف بینی نازکترمی گردد. چشمها دارای اندازه متوسط بادامی شکل وسیاه هستند. منظره چشم مطبوع وپرنفوذ است. زوائد استخوانی بالای حدقه چشم به طرزمشهودی بیرون زده‌اند. قاعده گوشها نزدیک به قله سراست وخیلی به سمت جلونمی آید. طول آن متوسط وشکل آن گرد می‌باشد وحالت باریک یا چین دارپیدا نمی‌کند. جمجمه وپوزه کمی انحنا دارند. مشکی بهترین رنگ بینی است. لبها به خوبی فک پائین را می‌پوشانند. سوراخهای بینی کاملاً بازهستند. گردن بلند وعضلانی است ودرناحیه پس سرکمی خمیدگی دارد. بدن درازوعضلانی است. درنمای نیمرخ کمرمختصرخمیدگی دارد. شکم دارای انحنای کمی به سمت بالا است.

دستها به دلیل کارائی کافی درزیرزمین دستها می‌بایست قوی وعضلانی باشد. بازو نزدیک به دنده‌ها است وآرنج چسبیده به بدن قرارمی گیرد. قسمت ساعد کوتاه وعضلانی است. پنجه‌ها فشرده قوی ودارای انحنای مناسب ودارای بالشتک های ضخیمی است. هردست دارای پنج انگشت است که چهارانگشت نزدیک به یکدیگرو جهت کارمورد استفاده قرارمی گیرند. ناخنها کوتاه هستند. پاها قوی وعضلانی هستند. لگن . ران . ساق وقلمهای پا دارای طول یکسانی می‌باشند. پاها به جوانب چرخش ندارند. وقتی از پشت به قلم ها نگاه می‌شود عمودی وموازی هستند. پنجه‌های پا کوچکترازپنجه‌های دست بوده وتنها دارای چهارانگشت خمیده وبالشتک های ضخیم می‌باشند. دم درادامه ستون مهره‌ها قراردارد. فاقد فرخوردگی وتاشدگی است. حالت نگه داشتن دم چندان قابل توجه نیست.




ویژگی

داشهودها سگهای با هوش هستند، این سگها با نشاط، خونگرم و بی باک می‌باشند. از دیگر خصوصیات این نژاد: بی‌باکی، سرسختی و اغلب عجول بودن است. با وجود اینکه جثه کوچک دارند ولی شجاع، بدجنس و خیلی ناقلا هستند. داشهوندها به خانواده خود بسیار علاقه‌مند هستند و فقط تحت فرمان صاحب خود هستند. راه رفتن داشهوندها با غرو خاص خود همراه است. این نژاد علاقه زیادی به کندن زمین و عوعو کردن دارد. اغلب صدایش با جثه اش قابل مقایسه نیست. چون دارای صدایی بلند هستند.نژادی مقاوم در تعلیم و آموزش هستند و بسیار باهوش بطوریکه شاید گاهی به نظر برسند او صاحبش را تربیت می‌کند! با بزرگسالان رابطه بهتری دارد و برای کودکان توصیه نمی‌شود اما برای سفر سگ مناسبی است. از بغل شدن خوششان نمی‌آید و معمولاً با سایر حیوانات خانگی کنار می‌آیند.




بیماری

این نژاد از نظر بیماری مستعد دیابت، دیسک بین مهرهای کمر، مشکلات قلبی و مجاری ادراری است. طول عمر داشهوند بین ۱۲ تا ۱۵ سال است.




قد و وزن

سه تیپ مو کوتاه، مو بلند و مو مجعهد دارای سه اندازه از نظر قد و وزن می‌باشند.

طبیعی normal یا استاندارد: قد ۳۵ تا ۴۵ سانتی‌متر و وزن تا ۹ کیلوگرم.
مینیاتور miniature یا کوتوله: قد ۳۵ سانتی‌متر و وزن ۴ کیلوگرم.
عوسکی Toy یا خرگوشی: قد ۳۰ سانتی‌متر و وزن ۵/۳ کیلوگرم.




داشهوند دارای سه نوع مواست

داشهوند مو کوتاه short-haired
داشهوند مو سیمی wire-haired dachshund
داشهوند موبلند long-haired dachshund

داشهوند مو کوتاه short-haired dachshund

موها کوتاه، صاف وبراق هستند. سگیست جسور، لجباز، بشاش، مغرور و پراحساس.سگی است که شکارش را در لانه‌اش صید می‌کند. در بریتانیایی کبیر، آلمان و سوئیس در شکار ورزشی به کار گرفته می‌شود. اما به دلیل احساس عمیقی که با صاحبش برقرار می‌کند به عنوان سگ همدم هم استفاده می‌شود.به خاطر قابلیت‌های زیاد عو عو کردن به عنوان سگ نگهبان هم استفاده می‌شود. تمیز کردن با بدن با پارچه نمدار برای این نژاد کافیست.

رنگ: خاکستری با لکه‌های سیاه، قهوه‌ای یا بلوطی براق که در عین حال ممکن است خال دار، نقش دار یا ابلق باشد.

داشهوند مو سیمی wire-haired dachshund

حاصل جفت گیری نژادهای اشناوزر(schnauzer)، دندی دینمونت(dandie dinmont) و داشهوند موکوتاه(short-haired dachshund) می‌باشد.

موها به استثناء فک‌ها ابرو وگوش تمام بدن به وسیله یک نوع موی سخت، خشن، ضخیم و کلفت پوشیده شده‌است. درلابلای این موها موهای کوتاهتر ونرمتری نیزوجود دارد. ریشی تیز و ابروهایی بوته مانند دارد. سگیست آرام، پراحساس، پرتوجه، صمیمی و همواره نگهبانی با دقت. به علت جسارت و خستگی ناپذیری حتی در زمینهای صعب و دشوار نیز شکار را تا لانه‌اش تعقیب می‌کند. به عنوان سگ آپارتمانی سگی با ارزش است و به پیاده‌روی زیادی احتیاج دارد. سالیانه ۲ مرتبه نیاز به اصلاح موها دارد.




رنگ

در هر رنگی دیده می‌شود اما لکه‌های سفید در این نژاد مقبول نیست.
داشهوند موبلند long-haired dachshund

حاصل جفت گیری داشهوند موکوتاه (short-haired dachshund) و نوعی اسپانیل (spaniel) است. مودراین نوع داشهوند نرم وغالبا کمی موجداراست. درزیرگردن وجلوسینه. زیربدن وگوشها وپشت پاها ازطول بیشتری برخوردارمی باشد. مونباید حالت مجعد وفرفری داشته باشد.

موهای دم ازطول بیشتری برخوردارند وحالتی شبیه به پرچم ایجاد می‌کنند. به مراتب آرامتر و سازگارتر از نژاد مو کوتاه است. ضمناً کمتر عو عو می‌کند که احتمالاً از خلق و خوی اسپانیلهاست. زیبائیش باعث شده که به عنوان سگ همدم استفاده شود و موهای بلندش این نژاد را در مقابل سرما مقاوم کرده‌است. برس زدن روزانه در این نژاد توصیه می‌شود.




رنگ

رنگ ها دقیقاً مشابه داشهوند مو کوتاه است.





دوبرمن
دوبرمن پینچر (به انگلیسی: Doberman Pinscher) که به اختصار دوبرمن هم گفته می‌شود یکی از معروف‌ترین سگ‌های پرورش یافته به‌دست انسان است و از نظر تیز هوشی و هشیاری شناخته شده‌است، اغلب به عنوان سگ گارد یا سگ پلیس استفاده می‌شود.




ظاهر استاندارد

دوبرمن سگی است با اندازه ۶۶ تا ۷۲ سانتی متر قد در نرها و ۶۱ تا ۶۸ سانتی متر در ماده‌ها و بدنی دوکی با موهای کوتاه. آن‌ها بدنی عضلانی، ورزشی، با استقامت و پر سرعت دارند. دوبرمن باید خلق وخوی مغرورانه و هشیار داشته باشد.

ماده‌ها لاغر تر هستند اما نباید دوکی شکل باشند. وزن استانداری برای این نژاد تعریف نشده اما یک سگ مطلوب باید سایز مناسب برای آمیزش و چالاکی و استقامت داشته باشه به طور معمول وزن در نرها بین ۳۴ تا ۴۵ کیلوگرم و در ماده‌ها بین ۲۷ تا ۴۱ کیلوگرم هست.




رنگ بندی

دو رنگ کلی در این نژاد وجود داره یکی رنگ مشکی و دیگری رنگ رقیق شده . اگر آلل رنگ مشکی را B تعریف کنیم و آلل رنگ رقیق شده را Dتعریف کنیم امکان بوجود آمدن نه ژنوتیپ متفاوت وجود دارد.




(BBDD, BBDd ,BbDD, BbDd, BBdd, Bbdd, bbDD, bbDd, bbdd)

که از این نه ژنوتیپ چهار فنوتیپ یا به عبارتی رنگ بدست می‌یاد که شامل: سیاه، قرمز، آبی و حناییر می‌شود. رنگ سنتی یا معمول ترین(رنگ مشکی یا مشکی با لکه‌های قهوه‌ای) رنگ زمانی درست می‌شه که هر دو ژن رنگ و رقیق شدگی حداقل یک آلل غالب داشته باشند. مانند ژنوتیپ‌های زیر:




(BBDD, BBDd, BbDD or BbDd)

رنگ قرمز یا قهوه‌ای زمانی پدید میاد که ژن رنگ سیاه دوتا آلل مغلوب دارد و ژن رقیق شدگی حداقل یک آلل غالب داشته باشد. مثل ژنوتیپ‌های زیر:



(bbDD, bbDd)

رنگ آبی و حنایی تحت کنترل ژن رقیق شدگی هستند.در دوبرمن آبی ژن رنگ حداقل داری یک آلل غالب است و ژن رقیق شدگی داری دو آلل مغلوب است مانند:


(BBdd or Bbdd)

رنگ حنایی (ایزابلا) نادرترین رنگ در این نژاد است و زمانی پدید می‌آید که تمامی آلل‌ها مغلوب باشند (bbdd) بنابراین رنگ آبی رقیق شده رنگ سیاه و رنک حنایی رقیق شده رنگ قرمز یا قهوه‌ای است.

در سال ۱۹۷۶ یک دوبرمن ماده سفید متولد شد این حیوان رو با پسرش که سفید بود پیوند زدند و به این ترتیب نسل به نسل درون آمیزی کردند تا پرورش دهنگان توانستند این جهش بوجود آمده را ثابت کنند.



دوبرمن سفید رنگ کرم رنگ به همراه چشمانی به رنگ آبی یخی دارد.

رنگ سیاه
رنگ قهوهای یا قرمز
رنگ آبی
رنگ حنایی یا ایزابلا
رنگ سفید (داریای صفت آلبینیسم)




دم

دم دوبرمن به طور طبیعی بلند است اما اغلب دم را به وسیله جراحی کوتاه می‌کنند، این عمل قرن هاست که انجام می‌شود و حتی مربوط به قبل از بوجود آمدن دوبرمن به عنوان یک نژاد است.

کوتاه کردن دم به این دلیل است که دم مانع کار حیوان نشود. اما بیشتر نقش زینتی دارد. این مطلب اخیراً جزو بحث‌برانگیزترین موضوعات بوده‌است.

در بسیاری از کشورهای اروپایی این کار محدود شده‌است و غیر قانونی است.





گوش‌ها

دوبرمن پینچر به طور طبیعی گوش‌های افتاده دارد اما معمولاً گوش‌ها مانند دم تحت عمل جراحی قرار می‌گیرند تا برای جهت یابی و انجام وظیفه به عنوان سگ گارد آماده باشد. این کار مانند جراحی دم در برخی کشورها غیر قانونی است. جراحی گوش‌ها معمولاً در سن ۷ تا ۹ هفتگی انجام می‌شود. جراحی‌هایی که بعدر از ۱۲ هفتگی انجام می‌شود معمولاً درصد پایینی از موفقیت در ایستاده بودن گوش‌ها دارند. بعضی از پرورش دهنگان ترجیح می‌دهند که این عمل را انجام ندهند به این دلیل که برای حیوان درناک است و بعضی اعتقاد دارند که در جهت یابی و هوشیاری حیوان اختلال ایجاد می‌کند.





خلق و خو

دوبرمن پینچر به منظور درنده خویی و بدون ترس بودن برای محافظت و فرمان برداری از صاحب خود پرورش یافته‌است. این ویژگی‌ها (درنده خویی و بدون ترس بودن) این نژاد را سگ خوبی برای محافظت شخصی، سگ پلیس و گارد قرار داده اگر چه این خوصیات باعث می‌شود که این نژاد قوانین همنشینی با انسان را خوب فرا نگیرد.

در دهه‌های اخیر پوشش بدن کوتاه و هوش دوبرمن پینچر این نژاد را سگی مطلوب برای هم خانه شدن با انسان کرده‌است. اگرچه به اشتباه به عنوان سگی درنده معروف شدند ولی در حقیقت بسیار وفادار هستند. آنها به راحتی محافظت و فرمانبرداری از صاحب خود رو یاد می‌گیرند.

شواهدی وجود دارد که دوبرمن پینچر شمال آمریکا آرامتر از نمونه اروپایی آن است و این به دلیل استراتژی تکثیر و پرورش آنها در آمریکای شمال است. به خاطر این اختلاف استراتژی در تکثیر و پرورش نسل‌های متفاوت از دوبرمن دارای ویژگی‌های متفاوت هستند. همچنین گفته شده دوبرمن آمریکای شمالی نجیب تر با وفاتر و باهوش تر است.




مشکلات سلامتی

به طور میانگین دوبرمن پینچر ۱۰ تا ۱۴ سال عمر می‌کند. بیماری‌های سرطانی در این نژاد به کررات دیده شده. بیماری‌های جدی و معمول این نژاد عبارتنداز:

cervical vertebral instability
prostatic disease
dilated cardiomyopathy
von Willebrand's disease



بیماری‌های غیر جدی و معمول این نژاد عبارتنداز :

hypothyroidism
hip dysplasia

مطالعات نشان داده که این نژاد بیش‌تر از سایر نژادها از بیماری‌های پروستات رنج می‌برد. مانند: عفونت‌های باکتری‌های پروستات، کیست پروستات ،benign hyperplasiaوprostatic adenocarcinoma

عقیم کردن حیوان می‌تواند این بیماری‌ها را کاهش دهد.

Dilated cardiomyopathy بزرگ‌ترین عامل مرگ در دوبرمن پینچر است. این بیماری در این نژاد بیش از سایر نژادها دیده می‌شود. بیش از ۴۰ درصد از تشخیص‌های این بیماری مربوط به این نژاد و ۱۳ درصد مربوط به نژاد جرمن شپرد است. این بیماری در اکثر موارد کشنده‌است و در ۵۰ درصد از موارد مرگ ناگهانی و ناشناخته را به همراه دارد.





تاریخچه

دوبرمن پینچر برای اولین بار در سال ۱۸۹۰ در شهر Apolda در ایالت Thüringia در آلمان توسط کارل فردریش لوئیس دوبرمن پرورش یافت.

لوئیس دوبرمن مسئولیت خطرناک جمع اوری مالیات را در شهر آپولدا بر عهده داشت و همچنین دسترسی به محل پرورش سگ‌های این شهر داشت و به نژادهای زیادی دسترسی داشت. هدف او بوجود آوردن نژادی برای محافظت در حین کا رکردن و جمع آوری مالیت در مقابل سارقان بود. سگ مورد نظر او ترکیبی از قدرت، وفاداری، هوش و درندگی بود.

بعدها فیلیپ گروئنینگ و اوتو گالر کارهای لویس دوبرمن را ادامه دادند تا به نژادی که امروز شاهد آن هستیم رسیدند.

پرورش دهندگان اعتقاد دارند که این نژاد از ترکیب نژداهای زیادی بوجود آمده که چندین مورد آن عبارتنداز:

the German Pinscher, the Beauceron, the Rottweiler, the Thuringian Sylvan Dog, the black Greyhound, the Great Dane, the Weimaraner, the German Shorthaired Pointer, the Manchester Terrier and the Old German Shepherd Dog

ترکیب دقیق از نژادهای استفاده شده امروزه ناشناخته‌است. تنها مدارک باقی‌مانده نشان از ترکیب دو نژاد Greyhound و Terrier Manchester دارد. همچنین اعتقاد وسیعی وجود دارد که مخزن ژنی دوبرمن از ژرمن شپرد قدیمی نشات می‌گیرد.

کتابی با عنوان"The Dobermann Pinscher" نوشتهٔ Philip Greunig که در سال ۱۹۳۹ منتشر شده شامل مطالعات زیادی از چگونگی بوجود آمدن این نژاد است.





روت‌ویلر
رات‌وایلر (به انگلیسی: Rottweiler) از انواع گونه‌های سگهای نگهبان می‌باشد. در گذشته این سگ جهت محافظت از احشام توسط گله دارها مورد استفاده قرار می‌گرفت. بعدها صفات پسندیده این سگ آن را به عنوان سگ نگهبان خوبی مطرح کرد. این سگ همیشه آماده دفاع از صاحبش می‌باشد. ارتفاع سگ نر ۶۰ تا ۶۸ سانتی متر و ارتفاع سگ ماده ۵۵ تا ۶۵ سانتی متر می‌باشد. این سگ دارای گردنی قوی، سری پهن، گوش‌هایی کوچک و پو ششی به رنگ سیاه و خرمایی می‌باشد . این سگ نجابت و هنرمندی را توام داراست. دم، کوتاه و افقی است و اگر دمش بلند باشد باید کوتاه شود. خیلی وقت شناس است و زمان انجام وظیفه و ترک خدمت را بخوبی تشخیص می‌دهد. با اینکه ذاتاً خشن نیست ولی در عین حال در مقابل دشمن خطرناک است. نسبت به صاحبش همیشه مهربان و باوفا است. اطفال کوچک را دوست دارد. حافظه ای قوی دارد و آموخته هایش را هیچ گاه از یاد نمی‌برد. زندگی صمیمی را دوست دارد و با وجود سنگینی وزنش حرکات سریعی دارد.





ژرمن شپرد

ژرمن شپرد (به انگلیسی: German Shepherd) یکی از نژادهای سگ است.

ژرمن شپرد یکی از نژادهای اصیل آلمانی است که برای اولین بار در سال ۱۸۹۹ ثبت گردید. سگی باهوش، شجاع و مناسب برای کارهای مختلف از جمله گله داری، نگهبانی، همراه خانواده، و جستجو و نجات است. قد تا شانه در نرها تا ۶۶ سانتی متر و در ماده‌ها تا ۶۱ سانتی متر است. طول عمر از ۱۰ تا ۱۲ سال است.ژرمن شپرد در ایران به گرگی مشهور است.





ساموید
ساموید ساموید جزو قدیمی ترین سگ هایی است که حدوداً ۳۰۰۰ سال قدمت دارد.ساموید نام خود را از مردم ساموید که ساکن سیبری بودند گرفته است؛از این سگ برای سورتمه کشی-نگهداری و هدایت گله-نگهبانی و گرم نگه داشتن صاحبانش استفاده می شده است.





خصوصیات ظاهری

وزن نرها معمولاً بین ۲۰ تا ۳۰ کیلوگرم ، در ماده ها ۱۷ تا ۲۵ کیلوگرم است.ارتفاع در نرها(۵۳-۶۰)سانتی متر و در ماده ها(۴۸-۵۳)سانتی متر است.





چشم ها

معمولاً در رنگ های سیاه و قهوه ای یافت می شود ولی رنگ ابی در این نژاد غیر معمول نیست.




گوش ها

ساموید دارای گوش های کلفت و پوشیده از پشم است که به سمت بالا متمایل شده و مثلثی شکل می باشد و معمولاً اطراف و نوک گوش ها تیره تر است.




دم

دم ساموید یکی دیگر از خصوصیاتی ست که این نژاد را از بقیه ی نژادها متمایز می سازد؛دم حیوان در واقع پیچ خورده به سمت کمر حیوان است و به پشت تکیه داده شده که در هنگام استراحت ان را صاف می کند و هنگام هوشیاری ان به سمت بالا می برد. پوشش بدن:ساموید دارای دو لایه پوشش ضخیم است.پوشش خارجی بلند و سفید رنگ است، این پوشش لایه ی زیرین را تمییز نگه میدارد.پوشش زیرین شامل پشم کوتاه و متراکم و نرم است که سگ را گرم نگه می دارد؛پوشش زیرین معمولاً یک یا دو بار در سال ریزش شدیدی دارد و در رنگ های سفید- بیسکویتی-زرد و کرم دیده می شود.





خلق و خو

ساموید سگی است شاداب و پر از احساسات و انرژی که علاقه دارد مرکز توجه باشد؛این نژاد به خوبی با بچه ها کنار می ایدو فوق العاده باهوش است بنابراین اموزش فرمانبرداری از سنین پایین ضروری ست.ان ها از پارس کردن لذت می برند و هنگام ورود افراد جدید به قلمروشان پارس می کنند. ان ها قابل اعتماد،وفادار.ارام و دوست داشتنی هستند.




آموزش

ساموید سگی باهوش است و به آسانی آموزش می پذیرد به شرط آنکه صبر و حوصله به خرج دهید و با او به ملایمت و گرمی برخورد کنید.




مشکلات سلامتی

ان ها مستعد ابتلا به بیماری هایی چون بدقوارگی لگن،دیابت،حساسیت های پوستی هستند.از دیگر بیماری ها می توان به پی ار ای اشاره کرد که بیشتر در نرها دیده میشود.





طول عمر

بین ۱۲ تا ۱۵ سال





سگ قفقازی

سگ قفقازی یک سگ گله آسیایی است و همانطور که از اسمش پیداست متعلق به شمال قفقاز، گرجستان، ارمنستان و آذربایجان می‌باشد. زادگاه اصلی این سگ کشور گرجستان است. قد متوسط این نژاد از ۶۴ تا ۷۵ سانتیمتر متغیر است. این سگ یک سگ عضلانی و قوی است و اغلب برای گله داری مورد استفاده قرار می‌گیرد. عمر این سگ از ۱۰ تا ۱۴ سال متغیر است.






سگ کنعان
سگ کنعان (به انگلیسی: Canaan Dog) یک سگ با اصلیت فلسطینی است. وجود این سگ به ۲۲۰۰ سال پیش می‎رسد (با توجه به نقاشی‎های غارها)




خصوصیات اخلاقی

سگی است که ذاتاً بد اخلاق و سریع است، این سگ انقدر نا آرام است که دائماً با قلاده نگهداری می‌شود و یا در یک مکان محصور شده، فقط در شرایطی که در سطح عالی اموزش دیده باشد می‌توان او را بدون قلاده در یک مکان باز رها کرد، این سگ به هیچ وجه به درد آپارتمان نمی‌خورد زیرا که بسیار واق واق می‌کند این سگ عاشق خانواده ایست که در آن بزرگ می‌شود و همچنین خیلی بازی کردن را دوست دارد.




نگهداری

این سگ ریزش مو فصلی دارد و دائماً هم باید موهایش شانه زده شود این سگ یک سگه نگهبان است این سگ بسیار خوب اموزش می‌بیند به شرط این که از تولگی اموزش داده شود
2:31 pm
علم
با دانش اشتباه نشود.
با شناخت اشتباه نشود.


علم (واژه‌ای عربی از ریشه علم به معنای آموختن) ساختاری است برای تولید و ساماندهی دانش دربارهٔ جهان طبیعی در قالب توضیح‌ها و پیش‌بینی‌های آزمایش‌شدنی. یک معنای قدیمیتر و نزدیک که امروزه هنوز هم به کار می‌رود متعلق به ارسطو است و دانش علمی را مجموعه‌ای از آگاهیهای قابل اتکا می داند که از لحاظ منطقی و عقلانی قابل توضیح باشند. (بنگرید به بخش تاریخ و ریشه‌شناسی)





تاریخ علوم

از عصر کلاسیک علوم به عنوان یک نوع دانش با فلسفه ارتباط نزدیکی داشتند. در اوایل عصر مدرن دو کلمه علم و فلسفه در زبان انگلیسی به جای هم به کار برده می‌شدند. در قرن ۱۷ میلادی فلسفه طبیعی (که امروز علوم طبیعی نامیده می‌شود) به تدریج از فلسفه جدا شد.با این حال علم همچنان کاربردی وسیع برای توضیح آگاهیهای مطمئن در مورد یک موضوع داشت. به همین ترتیب هم امروزه در عصر مدرن همچنان برای موضوعاتی همچون علم کتابداری و یا علوم سیاسی به کار می‌رود.

در عصر مدرن، علم معادل علوم طبیعی و فیزیکی به کار می‌رود، لذا محدود به شاخه‌هایی از آموختن است که به پدیده‌های دنیای مادی و قوانین آنها می‌پردازد. این هم‌اکنون معنای غالب علم در کاربرد روزمره‌است. این معنای محدودتر از علم که خود بخشی از علم شده‌است، تبدیل به مجموعه‌ای از تعریفهای قوانین طبیعت شده که بر مبنای مثالهای اولیه‌ای همچون قانون کپلر، قوانین گالیله و قوانین حرکت نیوتن بنا شده‌اند. در این دوره رایجتر شد که به جای فلسفه طبیعی علوم طبیعی به کار رود. در طی قرن نوزدهم میلادی کلمه علم بیش از پیش مرتبط ب مطالعه منظم دنیای طبیعت شد، شامل فیزیک، شیمی، زمین شناسی و زیست شناسی. این منجر به قرارگیری مطالعات تفکر انسان و جامعه در یک برزخ زبان شناسی شد. که در نهایت منجر به قرارگیری این مطالعات دانشگاهی در زیر عنوان علوم اجتماعی شد. به همین ترتیب هم امروز قلمروهای بزرگی از مطالعات منظم و دانش وجود دارند که زیر سرفصل کلی علم قرار دارند، همچون علوم کاربردی و علوم صوری.

به طور کلی اطلاعات مجموعه‌ای از داده‌های خام و پردازش نشده‌است. پردازش اطلاعات، تولید علم می‌کند، و علمی که روشش تجربی و نتایجش آزمون پذیر و موضوعش جهان خارج باشد، علم تجربی است.




مفهوم دیگر علم در زبان فارسی

علم در زبان فارسی به معنایی متفاوت و عام تر از معادل انگلیسی اش (Science) به کار می‌رود. در این مفهوم علم معادل هر نوعی از دانش (Knowledge) است. واژه علم در این مفهوم کلی شامل هر نوع آگاهی نسبت به اشیاء، پدیده‌ها، روابط و غیره‌است، اعم از اینکه مربوط به حوزه مادی و طبیعی باشد و یا مربوط به علوم معنا و ماوراء الطبیعه. در این تعریف قواعد روش علمی برای دستیابی به آن دانش الزامی نیست و علم شامل مجموعه‌ای از آگاهی‌ها، دانش‌ها و معلوماتی است که انسان توانسته از طریق روش‌های گوناگون تا به امروز به آنها آگاهی پیدا کند. اصطلاحاتی چون علم اخلاق، علم حدیث و علم ریاضیات نشان دهنده کاربرد این معنا از علم هستند.

در مقابل مفهوم علم به‌طور خاص وجود دارد که معادل واژه انگلیسی Science است که از ریشه لاتینی «ساینتیا» به معنای دانستن گرفته شده‌است و متناظر با آن بخشی از دانش بشری است که از طریق روش‌های تجربی حاصل شده‌است و قواعد علوم تجربی بر آن حاکم است.




علم از دیدگاه صوفیه

جواد نوربخش ( پیر سلسله نعمت اللهی و روانپزشک): صوفیه به علوم ظاهری و رسمی که شرط اصلی آنها تقلید و تکرار است توجهی ندارند، و علومی را اصیل می خوانند که از طریق صفای نفس و تهذیب اخلاق و گشاده دل حاصل می شود.

آنان معتقدند که علم ظاهری موجب شک و تردید می گردد و خود حجاب اکبر است، تنها علمی مفید فایده است که انسان را به حق نزدیک سازد، و لذا علم مورد نظر آنها، علم عشق و حال است، نه دانش قیل و قال.


خواجه عبدالله انصاری:

علم که از قلم آید از آن چه خیزد، علم آن است که حق بر دل ریزد.


بابا طاهر:

علم آلت صید بنده است، زیرا به وسیله علم است که انسان به دام بندگی خدا کشیده می شود.
شاه نعمت الله ولی: علم در بدایت علم شرعی است حاصل به استفاده و تواثر، و در نهایت شهود حق ذاته بذاته، این را عین الیقین می خوانند و کمال مقام احسان می گویند.





دانش‌شناسی

واژه دانش‌شناسی نخستین بار توسط دکتر هوشنگ ابرامی به کار برده شد. دکتر ابرامی واژه دانش‌شناسی را برای رشته علوم کتابداری و اطلاع‌رسانی به کار برد. در واقع، سه رکن اصلی دانش‌شناسی عبارت‌اند از:

داده ماده خام اطلاعات
اطلاعات ماده خام دانش
دانش که در رأس هرم قرار دارد.

بر این اساس علم "دانش‌شناسی" با سه عنصر داده، اطلاعات و دانش سرو کار دارد. به عبارت دیگر، دانش‌شناسی به بحث و بررسی پیرامون دانش و عناصر سازنده آن یعنی داده و اطلاعات می‌پردازد.




دانش

دانش یا معرفت، ساختاری است برای تولید و ساماندهی یافته ها درباره ی جهان طبیعت، در قالب توضیحات و پیش‌بینی‌های آزمایش‌شدنی. علم دانش‌شناسی، با سه عنصر داده، اطلاعات و دانش سر و کار دارد. به عبارت دیگر، دانش‌شناسی به بحث و بررسی پیرامون دانش و عناصر سازنده آن، یعنی داده و اطلاعات می‌پردازد.

در یونان باستان، سقراط، سپس افلاطون و پس از او، ارسطو؛ به مخالفت با آراء پیشینیان پرداخته و اصول و قواعدی را به منظور مقابله با مغالطات و برای درست اندیشیدن و سنجش استدلال‌ها تدوین کردند.

مقارن با قرن پانزدهم میلادی، پژوهشگران در سراسر اروپا و خاورمیانه، قفسه‌های غبار گرفته ی ساختمان‌های قدیمی را جستجو کردند و دست‌نوشته‌های یونانی و رومی را پیدا کردند. در نتیجه، نوشته‌های باقی‌مانده از نویسندگان کلاسیک از جمله افلاطون، سیسرو، سوفوکل و پلوتارک به دوران رنسانس رسید. مطالعه ی این آثار، دانش نو نام گرفت. در آن زمان، ضمن احیای علاقه به نوشته‌های کلاسیک، به ارزش‌های فردی نیز توجه شد. این گرایش، انسانگرایی نام گرفت. زیرا طرفداران آن، به جای موضوعات روحانی، بیش از هر چیز، مسایل انسانی را در نظر گرفتند.انسانگرایی نیز مثل رنسانس، از ایتالیا ظهور کرد.

در رنسانس، گالیله، فیزیک (علم طبیعت) را سکولار کرد و آن را از الهیات (علم فراطبیعت) مستقل دانست. از آن پس، تکیه گاه فیزیک، خرد انسان بود.گالیله می‌گفت :

حقیقت طبیعت همواره در برابر چشمان ماست. اما، برای فهم این حقیقت باید با زبان ریاضی آشنا بود. زبان این حقیقت، اشکال هندسی، یعنی دایره، بیضی، مثلث و امثالهم است.

پس از آن، جریان فکری اصالت عقل، تحت تأثیر افکار افلاطون، توسط ریاضیدان و فیلسوف فرانسوی، رنه دکارت که پدر فلسفه جدید لقب گرفته، به وجود آمد. دکارت، خرد بشری را به جای کتاب مقدس، سنت پاپ، کلیسا و فرمانروا قرار داد.دکارت، با این کار خویش، سوژه بزرگی آفرید.[۹] یکی دیگر از اندیشمندان این جریان فکری، لایبنیتز (۱۶۴۶ - ۱۷۱۶) فیلسوف، ریاضیدان و فیزیک‌دان آلمانی، می‌باشد که نخستین کسی بود که میان حقایق ضروری (منطقی) وحقایق حادث (واقعی) تمایز روشنی قائل شد. بعد از جدا شدن راسل و جی.ای.مور از ایده‌آلیست ها و با پیگیری ویتگنشتاین که شاگرد راسل بود، اثبات گرایی شکل گرفت و تا دهه 1920 میلادی، در اتریش، این جریان فکری ادامه داشت. طبق نظرات ایشان، فقط، معرفتی، معنادار و مطابق با واقع است که تحقیق پذیر تجربی باشند. به قول آگوست کنت، پدر پوزیتویسم، چون گزاره های متافیزیکی قابل تجربه حسی نیستند، فلذا غیر علمی بوده و مربوط به تاریخ هستند. این جریان فکری، توسط اعضای حلقه وین تأسیس شد و فلسفه‌ای را که به وجود آوردند که پوزیتویسم منطقی نام نهاده شد.

دانِش عبارت است از مجموعه دانستنی‌هایی که بشر برای زندگی خود از آنها بهره می‌گیرد. در زمان‌های قدیم دانش بشر محدود بود و گاهی حتی یک نفر می‌توانست بیشتر دانش بشری را در حافظه خود جای دهد. اما به تدریج با رشد معلومات، دانستنی‌های بشر طبقه بندی شدند و حوزه‌های مختلف و تخصصی دانش شکل گرفت.




واژه‌شناسی
از لحاظ لغوی باید بین دانش (Knowledge) و علم (Science) تفاوت قائل شد. از نظر رابطه منطقی می‌توان گفت که دانش (معادل Knowledge در فلسفه و شناخت‌شناسی حوزه ی زبان انگلیسی) مجموعه ی جامع‌تر و کلّی‌تری نسبت به علم (فقط معادل Science) بوده و علم می‌تواند به نحوی زیر مجموعه ی دانش به عنوان تمامی آگاهی‌های انسانی تلقی شود.در حوزه ی زبان فارسی، دانش یا علم دربرگیرنده ی تمامی گونه‌ها و حوزه‌های شناخت و آگاهی در عام‌ترین معنای خویش است.در یک نگاه کلّی می‌توان گونه‌ها و حوزه‌های دانش بشری را به سه حوزه ی کلان تقسیم نمود: ۱- هنر، ۲- فلسفه، و ۳- علم. برای آشنایی با هر حوزه از دانش بشری فراگیری مفاهیم، مبانی و نظریه‌های رایج در آن حوزه از دانش ضروری است.




زوجیّت دانش
چنان‌چه دانش را دارای طبیعتی زوج و دوگونه در نظر بگیریم، هر دانشی هم از نوع سخت است (یعنی دانش قابل تعریف و نمایش)، و هم از نوع نرم (یعنی گونه غیر قابل ساختاردهی، بیان، و نمایش). تنها میزان و درجهٔ این اختلاط دوگونه‌است که در دانش‌های گوناگون با هم تفاوت پیدا می‌کند.



داده‌ها - اطلاعات - دانش

مفاهیم سه گانه ی داده‌ها، اطلاعات، و دانش، و نیز نسبت‌ها و روابط آن سه با یکدیگر با ابهام و عدم شفافیت زیادی برای افراد گوناگون همراه است.


داده‌ها

نسبت به اطلاعات، و دانش، داده‌ها در بالاترین تراز تجرید قرار دارند. این بدان معناست که واژه داده‌ها بسیار کلی ست و هر چیزی را شامل می‌شود که داشته باشیم. برای داده‌ها بودن و داده‌ها خطاب شدن صفات یا خصوصیات زیادی لازم نیست.

مثال برای داده‌ها: شن، ماسه، ریگ، و خاک مخلوط با هم که از محل طبیعی آن برداشته شده، و با کامیون به ایستگاه شستشو و تفکیک حمل می‌شود.



اطلاعات

جهت تبدیل داده‌ها به اطلاعات باید تغییرات، پردازش‌ها، و یا اصلاحاتی روی آن‌ها صورت داده شود.

مثال برای اطلاعات: شن، ماسه، سیمان، تیرآهن، میل‌گرد (آرماتور)، لوله، رنگ، و گچ که به محل اجراء پروژه ساختمانی حمل گردیده و در محل‌های جدا جدا به طور موقت انبار و نگهداری می‌شود. ودر انتظار تفکری است برای ساماندهی لازم درآنها



دانش

عبور و گذار از اطلاعات به دانش، محتاج اعمال تغییراتی از نوع آفرینش و خلق، ایجاد زندگی و منظورداری، و در کنار یکدیگر نهادن هدفدار قطعات پراکنده ی اطلاعات می‌باشد.

مثال برای دانش: خانه، بیمارستان، و یا کودکستانی که با اهداف، جهت گیری‌ها، و منظورهای ویژه و آگاهانه‌ای ساخته شده و مهیای انجام و ارائه همان وظایف می‌شود.



نمایش دانش
یکی از اصول بنیادین در زمینه ی وسیع و همه‌جاگیر هوش مصنوعی را نمایش دانش تشکیل می‌دهد. با پیدایش و تولد اینترنت در آخرین سال‌های سده ی بیستم میلادی و اولین سال‌های قرن جدید، نمایش دانش هم زندگی و حیاتی تازه یافته‌است، و در مقیاسی وسیع در میدان‌ها و عرصه‌های علمی و فنی نوینی حضور و لزوم پیدا کرده‌است.
ساعت : 2:31 pm | نویسنده : admin | مطلب بعدی
آلما | next page | next page